امروز: جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵

ایران؛ مسیر طلایی چین یا کریدوری روی نقشه؟ تحریم و زیرساخت سد راه تجارت پکن

کد خبر: ۴۴۵۳
ایران می‌تواند یکی از مسیرهای جایگزین چین برای تجارت اوراسیا باشد، اما ضعف زیرساخت ریلی، توقف‌های مرزی، تحریم و رقابت کریدور میانی این فرصت را محدود کرده است.

ایران برای چین یک گزینه مهم است؛ اما هنوز یک کریدور بی‌رقیب نیست

ایران از نظر جغرافیایی یکی از مهم‌ترین گزینه‌های چین برای متنوع‌سازی مسیرهای تجاری در اوراسیا محسوب می‌شود؛ مسیری که می‌تواند چین را از طریق آسیای مرکزی به ایران، ترکیه و اروپا متصل کند و از سوی دیگر دسترسی به خلیج فارس و دریای عمان را فراهم سازد.

با این حال، داشتن موقعیت جغرافیایی مناسب به‌تنهایی برای تبدیل شدن به یک کریدور بین‌المللی کافی نیست. ظرفیت واقعی شبکه ریلی، زیرساخت‌های مرزی، هزینه حمل، سرعت ترانزیت، خدمات لجستیکی و ریسک‌های ناشی از تحریم، عواملی هستند که می‌توانند جایگاه ایران در تجارت چین را تعیین کنند.

به همین دلیل، پرسش اصلی این است: آیا ایران می‌تواند از یک مسیر بالقوه روی نقشه به یک کریدور قابل اتکا برای تجارت چین تبدیل شود؟

مسیر ریلی چین ـ ایران چقدر اهمیت دارد؟

راه‌اندازی و توسعه مسیر ریلی شی‌آن ـ تهران یکی از نشانه‌های افزایش توجه به ظرفیت ایران در شبکه حمل‌ونقل چین است.

این مسیر حدود ۱۰ هزار و ۴۰۰ کیلومتر طول دارد و از چین، قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان و ترکمنستان عبور می‌کند تا به ایران برسد.

زمان حمل در این مسیر حدود ۱۵ روز اعلام شده است؛ مدت زمانی که در مقایسه با حمل دریایی حدود یک ماهه، می‌تواند برای بخشی از کالاها مزیت قابل توجهی ایجاد کند.

مزیت اصلی این مسیر اما فقط سرعت نیست. در شرایطی که تجارت جهانی با اختلال‌های ژئوپلیتیکی و تغییرات ناگهانی در مسیرهای دریایی مواجه می‌شود، وجود یک مسیر زمینی جایگزین می‌تواند به چین امکان دهد بخشی از ریسک وابستگی به مسیرهای خاص را مدیریت کند.

تعداد قطارهای چین به ایران افزایش یافته، اما فاصله تا یک کریدور پرتردد زیاد است

آمارهای منتشرشده نشان می‌دهد استفاده از مسیر ریلی چین ـ ایران نسبت به گذشته افزایش یافته است.

بر اساس گزارش‌های موجود، تا پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۴۰ قطار باری در مسیر چین و ایران حرکت کرده‌اند؛ در حالی که طی هفت سال پیش از آن، مجموع قطارهای ثبت‌شده در این مسیر تنها حدود هفت مورد بود.

این رشد را می‌توان نشانه‌ای از عبور مسیر ایران از مرحله صرفاً آزمایشی دانست، اما هنوز نمی‌توان آن را به معنای شکل‌گیری یک کریدور بزرگ و پایدار تلقی کرد.

برای تبدیل شدن به یک مسیر تجاری جدی، تعداد قطارها باید افزایش پیدا کند و مهم‌تر از آن، صاحبان کالا باید بتوانند روی زمان حرکت، هزینه، ظرفیت و زمان تحویل حساب کنند.

ظرفیت ترانزیتی ایران؛ فاصله بزرگ میان هدف و عملکرد

وضعیت شبکه ریلی ایران نیز نشان می‌دهد که ظرفیت بالقوه کشور هنوز به‌طور کامل مورد استفاده قرار نگرفته است.

بر اساس آمار اعلام‌شده از سوی راه‌آهن، در سال منتهی به مارس ۲۰۲۵ حدود ۵ میلیون تن کالا از مسیر ریلی ایران ترانزیت شده است و هدف‌گذاری برای سال بعد، افزایش این رقم به حدود ۸ میلیون تن بوده است.

از سوی دیگر، در برنامه هفتم توسعه، ظرفیت ترانزیت کشور در صورت تکمیل زیرساخت‌های کریدوری، حدود ۴۰ میلیون تن اعلام شده است.

این فاصله میان عملکرد فعلی و ظرفیت هدف‌گذاری‌شده، یکی از مهم‌ترین چالش‌های ایران در رقابت ترانزیتی منطقه است.

کریدور بین‌المللی فقط یک خط روی نقشه نیست؛ کریدور زمانی معنا پیدا می‌کند که کالا بتواند با سرعت، هزینه و قابلیت اطمینان مناسب از آن عبور کند.

سرخس؛ یکی از گلوگاه‌های مهم مسیر چین به ایران

در مسیر اتصال چین و آسیای مرکزی به ایران، مرز سرخس اهمیت ویژه‌ای دارد.

در برنامه‌های همکاری ایران و ترکمنستان، افزایش ظرفیت عبور کالا از این مرز تا حدود ۲۰ میلیون تن در سال مطرح شده است؛ ظرفیتی که بخشی از آن می‌تواند از طریق شبکه ریلی جابه‌جا شود.

اگر توسعه زیرساخت‌های سرخس و برنامه‌های افزایش ظرفیت به مرحله اجرا برسد، این مرز می‌تواند نقش مهم‌تری در اتصال آسیای مرکزی به شبکه ریلی ایران ایفا کند.

با این حال، افزایش ظرفیت اسمی به‌تنهایی کافی نیست. برای استفاده واقعی از این ظرفیت باید زمان توقف قطارها در مرز کاهش یابد، فرآیندهای گمرکی سریع‌تر شود و هماهنگی عملیاتی میان طرف‌های درگیر افزایش پیدا کند.

کریدور میانی؛ رقیب جدی ایران در مسیر تجارت چین

ایران تنها گزینه زمینی چین برای اتصال به اروپا نیست.

کریدور میانی یا مسیر ترانس‌خزر، چین را از طریق آسیای مرکزی، دریای خزر، قفقاز و ترکیه به اروپا متصل می‌کند و طی سال‌های اخیر مورد توجه فزاینده‌ای قرار گرفته است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، حجم بار عبوری از این کریدور در سال ۲۰۲۴ به حدود ۴.۱ میلیون تن رسید که نسبت به سال قبل رشد قابل توجهی داشته است.

این کریدور هنوز با ظرفیت بالقوه خود فاصله دارد، اما سرمایه‌گذاری در توسعه آن ادامه دارد و همین مسئله رقابت برای جذب بار چین به سمت اروپا را جدی‌تر می‌کند.

چرا چین مسیرهای مختلف را همزمان دنبال می‌کند؟

چین لزوماً به دنبال انتخاب یک مسیر واحد برای انتقال تمام کالاهای خود نیست. راهبرد منطقی برای یک اقتصاد بزرگ، ایجاد چند مسیر جایگزین و کاهش وابستگی به یک مسیر خاص است.

پکن در کنار مسیر ایران، گزینه‌هایی مانند مسیر روسیه، کریدور میانی، مسیرهای مرتبط با پاکستان و مسیرهای دریایی را نیز دنبال می‌کند.

در واقع، اهمیت ایران برای چین می‌تواند در همین موضوع باشد: ایران می‌تواند یکی از گزینه‌های شبکه حمل‌ونقل چین باشد، نه الزاماً تنها گزینه آن.

هرچه شبکه مسیرهای جایگزین متنوع‌تر باشد، چین در برابر بحران‌های ژئوپلیتیکی، اختلال در بنادر، تغییرات هزینه حمل و محدودیت‌های تجاری انعطاف بیشتری خواهد داشت.

تحریم؛ مهم‌ترین چالش خارج از حوزه زیرساخت

حتی اگر زیرساخت‌های ریلی و مرزی ایران توسعه پیدا کنند، یک مانع مهم همچنان باقی می‌ماند: تحریم‌ها.

برای صاحب کالا، انتخاب مسیر صرفاً بر اساس فاصله جغرافیایی یا مدت زمان حمل انجام نمی‌شود. امکان پرداخت، بیمه، انتقال مالکیت، خدمات بانکی، امنیت قرارداد و ریسک‌های حقوقی نیز در تصمیم نهایی نقش دارند.

در چنین شرایطی، یک مسیر کوتاه‌تر ممکن است در صورت افزایش هزینه‌های ناشی از ریسک تحریم، دیگر مزیت اقتصادی خود را حفظ نکند.

بنابراین رقابت ایران با سایر کریدورها فقط رقابت بر سر کیلومتر و زمان نیست؛ رقابت بر سر هزینه نهایی و قابلیت اطمینان مسیر است.

اختلال در مسیرهای دریایی؛ آزمون واقعی کریدور ایران

تحولات سال ۲۰۲۶ بار دیگر اهمیت مسیرهای جایگزین را برجسته کرده است.

در پی اختلال در برخی مسیرهای دریایی، گزارش‌هایی درباره افزایش استفاده از مسیر ریلی چین به ایران و افزایش سرعت سیر قطارها منتشر شد.

این اتفاق یک پیام مهم برای شبکه حمل‌ونقل چین دارد: مسیر ایران می‌تواند در زمان بروز اختلال، بخشی از بار را جذب کند.

اما این موضوع به معنای آن نیست که ریل ایران می‌تواند در کوتاه‌مدت جایگزین حمل‌ونقل دریایی چین شود.

حجم تجارت چین و ظرفیت عظیم ناوگان و بنادر دریایی جهان به اندازه‌ای است که مسیرهای زمینی عمدتاً نقش مکمل و جایگزین محدود را ایفا می‌کنند.

مزیت واقعی ایران در چنین شرایطی، ایجاد انعطاف‌پذیری بیشتر در شبکه حمل‌ونقل چین است.

ایران برای تبدیل شدن به کریدور واقعی چه باید بکند؟

برای اینکه ایران بتواند سهم بیشتری از تجارت ترانزیتی چین را جذب کند، چند مسئله باید همزمان دنبال شود:

  • توسعه ظرفیت شبکه ریلی و خطوط مرتبط با کریدورهای بین‌المللی
  • افزایش ظرفیت پایانه‌های مرزی به‌ویژه در نقاط راهبردی مانند سرخس
  • کاهش زمان توقف قطارها در مرز
  • یکپارچه‌سازی فرآیندهای گمرکی و لجستیکی
  • افزایش قابلیت اطمینان زمان تحویل کالا
  • کاهش هزینه‌های حمل و توقف
  • ایجاد سازوکارهای مناسب برای بیمه و خدمات مالی
  • کاهش ریسک فعالیت شرکت‌های بین‌المللی در مسیر
  • جذب سرمایه برای تکمیل زیرساخت‌های کریدوری

در نهایت، صاحب کالا یک سؤال ساده دارد: کدام مسیر کالا را سریع‌تر، ارزان‌تر و مطمئن‌تر به مقصد می‌رساند؟

مزیت جغرافیایی ایران؛ فرصت بزرگی که هنوز کامل استفاده نشده است

ایران از معدود کشورهایی است که می‌تواند در نقطه اتصال چند منطقه مهم قرار گیرد؛ از یک سو به آسیای مرکزی و چین متصل است و از سوی دیگر مسیر ارتباطی بالقوه با ترکیه، اروپا، خلیج فارس و دریای عمان را در اختیار دارد.

این موقعیت جغرافیایی یک مزیت مهم برای کشور محسوب می‌شود، اما تا زمانی که زیرساخت، خدمات و هزینه‌های عملیاتی متناسب با این موقعیت نباشد، این مزیت نمی‌تواند به سهم واقعی از تجارت منطقه‌ای تبدیل شود.

فاصله میان «ظرفیت روی کاغذ» و «عملکرد واقعی» همان شکافی است که ایران باید برای تبدیل شدن به یک بازیگر مهم ترانزیتی از میان بردارد.

جمع‌بندی؛ ایران گزینه چین است، اما انتخاب اول و بی‌رقیب نیست

ایران امروز می‌تواند یکی از مسیرهای جایگزین چین برای تجارت با آسیای مرکزی و اروپا باشد؛ مسیری که در شرایط اختلال در سایر شبکه‌های حمل‌ونقل می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند.

با این حال، رقابت با کریدور میانی، مسیر روسیه و مسیرهای دریایی نشان می‌دهد که جغرافیا به‌تنهایی برنده رقابت ترانزیتی را تعیین نمی‌کند.

ایران برای تبدیل شدن از یک «مسیر روی نقشه» به یک کریدور واقعی و رقابتی باید ظرفیت ریلی و مرزی خود را افزایش دهد، توقف‌های مرزی را کاهش دهد، خدمات گمرکی و لجستیکی را بهبود ببخشد و هزینه و ریسک تجارت در مسیر را پایین بیاورد.

بنابراین پاسخ نهایی روشن است: ایران برای چین یک گزینه واقعی و مهم است، اما هنوز گزینه‌ای بی‌رقیب نیست. آینده این مسیر به این بستگی دارد که ایران تا چه اندازه بتواند مزیت جغرافیایی خود را به یک مزیت عملیاتی، اقتصادی و قابل اتکا تبدیل کند.

عضو تحریریه و نویسنده بخش انرژی پایگاه خبری تحلیلی پترو قلم.

ارسال دیدگاه

اخبار مرتبط

یادداشت

پیشنهاد سر دبیر

پربازدیدترین‌ها

  1. وحید قانعی‌فرد مدیرعامل شرکت نفت ستاره خلیج فارس شد
  2. یعقوب رستمی مال‌خلیفه به مدیریت سرمایه انسانی هلدینگ خلیج فارس منصوب شد
  3. استخدام شستا و تاپیکو؛ فرصت‌های شغلی جدید در ۲۴ استان
  4. فرخ علیخانی سرپرست شرکت ملی نفت ایران شد؛ تغییر تازه در رأس بزرگ‌ترین شرکت نفتی کشور
  5. بازدید مدیرعامل تاپیکو از پتروشیمی غدیر برای بررسی تولید و طرح‌های توسعه‌ای
  6. افزایش چشمگیر قیمت خودروهای ایران‌خودرو؛ تارا V4 با جهش ۱۸۴ میلیون تومان پیشتاز
  7. کارت بانک گردشگری بازنشستگان نفت؛ آیا مستمری به بانک دیگری منتقل می‌شود؟
  8. پیمان اصفهانی سکان مدیریت پتروشیمی پردیس را در دست گرفت
  9. محمدجواد باوند مجدداً دستیار ویژه وزیر نفت در امور فروش نفت شد
  10. مجمع شبندر ۱۴۰۵؛ تقسیم سود ۱۲۴۸ ریالی و انتقاد سهامداران از تأخیر پروژه‌ها
مشاهده جدول کامل و نرخ تومانی

اخبار برگزیده

پیام مدیران