به گزارش پتروقلم، بخش قابل توجهی از افزودنیهای مورد استفاده در صنعت روانکار همچنان از مسیر واردات تأمین میشود. وابستگی به منابع خارجی تنها هزینه ارزی ایجاد نمیکند، بلکه عواملی مانند دشواری انتقال پول، محدودیتهای تجاری، چالشهای حملونقل و دسترسی محدود به برخی فناوریها و تولیدکنندگان را نیز به همراه دارد.
از این رو، توسعه تولید داخلی افزودنیهای منتخب را باید فراتر از یک پروژه صنعتی دید؛ موضوعی که میتواند به افزایش تابآوری زنجیره تأمین و تبدیل ظرفیتهای علمی کشور به محصولات تجاری کمک کند.
بومیسازی افزودنیها باید هدفمند باشد
داخلیسازی به معنای تولید همه مواد و ترکیبات وارداتی با هر میزان هزینه نیست. انتخاب پروژهها باید بر اساس مجموعهای از شاخصها مانند میزان ارزبری، اهمیت محصول، حجم مصرف، ریسک تأمین، امکان دستیابی به دانش فنی و توجیه اقتصادی تولید انجام شود.
پیش از ورود به هر پروژه نیز لازم است مشخص شود مواد اولیه مورد نیاز تا چه اندازه در داخل کشور قابل تأمین است، فناوری تولید در چه سطحی قرار دارد و آیا محصول نهایی میتواند از نظر کیفیت و قیمت با نمونههای خارجی رقابت کند یا خیر.
بنابراین، هدف نهایی بومیسازی نباید صرفاً حذف یک محصول وارداتی باشد؛ بلکه باید ایجاد یک توانمندی پایدار فناورانه و صنعتی باشد که بتواند در بلندمدت بدون وابستگی دائمی به حمایتهای دولتی یا مالی فعالیت کند.
اتصال دانشگاه و صنعت؛ از پایاننامه تا محصول
یکی از مهمترین ظرفیتهای موجود برای توسعه فناوری افزودنیها، سرمایه انسانی کشور است. دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، شرکتهای دانشبنیان و متخصصان صنعت ظرفیت قابل توجهی برای حل مسائل فناورانه دارند، اما استفاده مؤثر از این ظرفیت نیازمند اتصال آن به نیازهای واقعی صنعت است.
در این چارچوب، حمایت از پایاننامههای مسئلهمحور، شناسایی تیمهای فناور، استفاده از امکانات آزمایشگاهی دانشگاهها، توسعه نمونه اولیه و فراهمکردن امکان آزمایش و پایلوت صنعتی میتواند مسیر تبدیل ایده به محصول را کوتاهتر کند.
مدل مطلوب این است که صنعت، مسئله و نیاز خود را مشخص کند و دانشگاه، نخبگان و شرکتهای دانشبنیان برای ارائه راهحل وارد فرآیند شوند. پس از آن نیز مراحل آزمایش، پایلوت، سرمایهگذاری، تولید و تجاریسازی از ابتدا در نقشه راه پروژه دیده شود.
به این ترتیب، خروجی همکاری دانشگاه و صنعت صرفاً یک مقاله علمی یا پایاننامه نخواهد بود، بلکه محصولی خواهد بود که قابلیت ورود به خط تولید و رقابت در بازار را دارد.
تأمین مالی؛ حلقه مفقوده تجاریسازی فناوری
توسعه فناوری تنها به دانش فنی وابسته نیست و تأمین مالی نیز یکی از عوامل تعیینکننده در عبور پروژه از آزمایشگاه به تولید صنعتی محسوب میشود.
پروژههای تحقیق و توسعه از نظر ریسک، زمان بازگشت سرمایه و جریان نقدی با پروژههای صنعتی تثبیتشده تفاوت دارند. به همین دلیل، استفاده از یک روش تأمین مالی واحد برای تمام مراحل توسعه فناوری نمیتواند پاسخگوی نیاز پروژهها باشد.
در مراحل ابتدایی، ابزارهایی مانند سرمایهگذاری خطرپذیر، صندوقهای پژوهش و فناوری و سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی میتوانند ریسک توسعه فناوری را پوشش دهند. با رسیدن پروژه به مرحله پایلوت و تولید صنعتی، استفاده از سرمایهگذاری خصوصی، صندوق پروژه و ظرفیتهای بازار سرمایه میتواند در دستور کار قرار گیرد.
در پروژههای کوچکتر نیز تأمین مالی جمعی میتواند بهعنوان یکی از گزینهها مورد استفاده قرار گیرد.
از سوی دیگر، قراردادهای تجاری نیز میتوانند بخشی از راهکار تأمین مالی باشند. قرارداد خرید بلندمدت، پیشخرید محصول و ایجاد تقاضای پایدار از سوی شرکتهای مصرفکننده، ریسک بازار را برای سرمایهگذار کاهش میدهد و امکان تأمین منابع مالی را افزایش میدهد.
ایجاد مقیاس؛ مزیت هلدینگهای بزرگ برای فناوری
یکی از ظرفیتهای مهم مجموعههای بزرگ اقتصادی، امکان تجمیع تقاضا و ایجاد مقیاس اقتصادی برای پروژههای فناورانه است.
ممکن است مصرف یک شرکت بهتنهایی برای سرمایهگذاری در تولید یک ماده تخصصی کافی نباشد؛ اما اگر نیاز چند شرکت در یک مجموعه اقتصادی تجمیع شود، حجم تقاضا میتواند توجیه اقتصادی پروژه را افزایش دهد.
شناسایی نیازهای مشترک، جلوگیری از انجام پروژههای موازی، اتصال ظرفیت شرکتهای مختلف و ایجاد بازار اولیه برای محصولات فناورانه، از جمله اقداماتی است که میتواند سرمایهگذاری در تولید افزودنیهای تخصصی را تسهیل کند.
در این میان، هلدینگهای بزرگ میتوانند با ایجاد ارتباط میان شرکتهای زیرمجموعه و تجمیع نیازهای فناورانه، نقش مهمی در ایجاد مقیاس برای نوآوری ایفا کنند.
شستا، تاپیکو و ایرانول چه نقشی دارند؟
توسعه فناوری در صنعت روانکار نیازمند همکاری چند سطح مختلف است. در این ساختار، شستا میتواند نقش حمایت و جهتدهی به زیستبوم نوآوری را برعهده داشته باشد، تاپیکو بهعنوان هلدینگ تخصصی در زنجیره نفت، گاز و پتروشیمی نقش راهبری و هدایت پروژهها را ایفا کند و ایرانول نیز در جایگاه شرکت صنعتی، نیازها را تعریف و پروژههای منتخب را به سمت اجرا و سرمایهگذاری هدایت کند.
| مجموعه | نقش در توسعه فناوری | محور فعالیت |
|---|---|---|
| شستا | جهتدهی و حمایت | توسعه زیستبوم نوآوری و استفاده از ظرفیت نخبگان و دانشگاهها |
| تاپیکو | راهبری و هدایت | شناسایی نیازهای فناورانه و هدایت پروژهها در زنجیره نفت و پتروشیمی |
| ایرانول | سرمایهگذاری و اجرا | تعریف نیازهای صنعت روانکار، اجرای پروژهها و تجاریسازی |
| دانشگاهها و نخبگان | توسعه دانش و فناوری | تحقیق، توسعه دانش فنی و ساخت نمونه اولیه |
| شرکتهای دانشبنیان | توسعه محصول | تبدیل دانش فنی به محصول و فناوری قابل تولید |
| حاکمیت | ایجاد بستر مناسب | تسهیل سرمایهگذاری، مقررات و ابزارهای حمایتی |
ایرانول؛ حلقه اتصال فناوری به تولید
شرکت نفت ایرانول در این مدل میتواند با تعریف نیازهای واقعی صنعت روانکار، پروژههای دارای اولویت را شناسایی و زمینه همکاری با دانشگاهها، نخبگان و شرکتهای دانشبنیان را فراهم کند.
توسعه آزمایشگاه و پایلوت، ارزیابی نمونههای تولیدشده و حرکت از مرحله نمونه اولیه به سمت تولید صنعتی و تجاریسازی، از مهمترین حلقههای این فرآیند به شمار میروند.
در چنین مدلی، پروژه فناورانه صرفاً برای دستیابی به یک دانش فنی تعریف نمیشود، بلکه از ابتدا باید مسیر رسیدن آن به تولید و بازار مشخص باشد.
حمایت حاکمیت باید به ایجاد توان رقابت منجر شود
توسعه فناوری در مواد و ترکیبات راهبردی بدون ایجاد بستر مناسب برای سرمایهگذاری و فعالیت شرکتهای فناور دشوار خواهد بود. البته حمایت حاکمیت لزوماً به معنای تزریق مستقیم منابع مالی نیست.
ثبات مقررات، مشوقهای تحقیق و توسعه، تسهیل سرمایهگذاری، توسعه ابزارهای تأمین مالی پروژههای فناورانه، تسهیل دسترسی به تجهیزات و فناوری و حمایت هدفمند از طرحهای دارای توجیه فنی و اقتصادی میتواند روند تجاریسازی را سرعت ببخشد.
هدف از حمایت باید ایجاد یک صنعت رقابتپذیر باشد؛ صنعتی که پس از عبور از مرحله توسعه بتواند روی پای خود بایستد و صرفاً متکی به حمایتهای دائمی نباشد.
هدف نهایی؛ فراتر از جایگزینی واردات
تولید داخلی افزودنیهای روانکار نباید صرفاً با هدف جایگزین کردن نمونههای وارداتی دنبال شود. در محصولاتی که امکان دستیابی به دانش فنی، کیفیت مناسب و مقیاس اقتصادی وجود دارد، میتوان افق توسعه بازارهای منطقهای را نیز در نظر گرفت.
این مسیر میتواند با انتخاب چند افزودنی و ترکیب راهبردی آغاز شود و پس از طی مراحل تحقیق، آزمایش، پایلوت و تولید صنعتی، به توسعه سبد محصولات و حضور در بازارهای منطقهای برسد.
در چنین رویکردی، مسئله از صنعت آغاز میشود، دانش و نیروی انسانی از دانشگاه و نخبگان تأمین میشود، سرمایه از بنگاه و بازار مالی وارد پروژه خواهد شد و هلدینگ تخصصی نیز وظیفه راهبری و ایجاد ارتباط میان اجزای این زنجیره را بر عهده خواهد داشت.
در نهایت، بومیسازی افزودنیها پایان مسیر نیست؛ بلکه میتواند نقطه شروع شکلگیری یک ظرفیت فناورانه پایدار در صنعت روانکار باشد. مسیری که از یک ایده یا پایاننامه دانشگاهی آغاز میشود، به نمونه اولیه و پایلوت میرسد، وارد خط تولید میشود و در صورت ایجاد مزیت رقابتی، امکان حضور در بازارهای منطقهای را نیز پیدا میکند.
اکبر میرزاپور، سرپرست شرکت نفت ایرانول
ارسال دیدگاه