به گزارش پایگاه خبری پتروقلم، در پی حمله به فرودگاه ملک خالد در ریاض، رضا پهلوی پیام تسلیت به مقامات سعودی ارسال کرد و این حادثه را به «جنگافروزی جمهوری اسلامی علیه عربستان» نسبت داد. این بیانیه، واکنشهای متعددی را در میان نخبگان سیاسی و رسانهای برانگیخت.
پیام تسلیت و ادعای جنگافروزی
در پیام خود، پهلوی نه تنها همدردی خود را با قربانیان اعلام کرد، بلکه حمله را به عنوان نشانهای از سیاستهای تهاجمی ایران توصیف کرد. او این رویداد را فرصتی برای تکرار ادعاهای سیاسی علیه جمهوری اسلامی دانست.
تضادهای ایدئولوژیک در قبال قربانیان داخلی
در حالی که پهلوی به شدت بر «جنگافروزی» ایران علیه عربستان تأکید میکند، نسبت به قتلعامهای میناب و لامرد که بهصورت مستقیم توسط نیروهای نظامی ایران انجام شدهاند، سکوتی مطلق دارد. این تضاد، سوالاتی را دربارهٔ صداقت ادعای وطندوستی وی برمیانگیزد.
- قربانیان داخلی: عدم اظهار نظر درباره مسئولان و حامیان جنگ در قبال کشتهشدگان میناب و لامرد.
- قربانیان خارجی: استفاده از پیام تسلیت به عنوان ابزار سیاسی برای حمله به ایران.
همزمانی با پیام نتانیاهو
نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، نیز پس از حمله به ریاض پیام تسلیت به خانوادههای قربانیان ارسال کرد. شباهت در چارچوب سیاسی این دو پیام، نشانگر یک همراستایی ایدئولوژیک در برخورد با ایران است.
نگاه به جنگ یمن و نقش انصارالله
در همان پیام، پهلوی به نقش انصارالله در یمن اشاره کرد و آن را بخشی از «جنگافروزی ایران» مینامید، در حالی که مداخله نظامی عربستان سعودی در یمن از سال ۲۰۱۵ تا کنون منجر به بحران انسانی گستردهای شده است. این رویکرد، تاریخچهٔ کامل درگیری را نادیده میگیرد و تنها به تقویت روایت ضدایرانی میپردازد.
نتیجهگیری
پیام تسلیت رضا پهلوی پس از حمله به ریاض، نه تنها به یک بیانیهٔ همدردی محدود نمیشود، بلکه به بستر سیاسی برای تکرار ادعاهای ضدایرانی تبدیل شده است. تضادهای آشکار بین موضعگیری او نسبت به قربانیان داخلی و خارجی، سؤالبرانگیز است و نشان میدهد که چگونه یک حادثهٔ منطقهای میتواند به ابزار برای تقویت روایتهای سیاسی تبدیل شود.
ارسال دیدگاه