به گزارش پایگاه خبری پتروقلم، بررسی روند تورم اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی و مقایسه آن با سالهای اخیر نشان میدهد که میانگین تورم سالانه کشور در دوره هشتساله جنگ، کمتر از 20 درصد بود؛ در حالی که میانگین تورم در حدود یک دهه اخیر به محدوده 40 درصد رسیده است. این مقایسه نقش سیاستهای اقتصادی و نحوه حکمرانی در مدیریت بحران را برجسته میکند.
بر اساس نمودارهای موجود، تورم سالانه ایران در بازهٔ 1359 تا 1367 (دوره جنگ تحمیلی) بهمراتب پایینتر از روند تورم در سالهای 1396 تا 1405 بوده است. حتی در شرایط جنگ، محدودیتهای داخلی و فشارهای اقتصادی توانستهاند تورم را در سطوح نسبتاً کم نگه دارند.
البته کنترل تورم در دههٔ 60 به معنای رفاه اقتصادی نبود؛ اقتصاد آن دوره با محدودیتهای جدی تولید، کاهش ظرفیتهای صنعتی و فشارهای ناشی از جنگ مواجه بود و بخشی از این کنترل به ساختار اقتصاد دولتی و سیاستهای متمرکز آن زمان مربوط میشد.
درآمدهای نفتی و سیاستهای متمرکز در کنترل تورم
در اقتصاد دههٔ 60، دولت با تمرکز بیشتر بر تخصیص منابع و مدیریت کالاهای اساسی سعی میکرد از افزایش شدید قیمتها جلوگیری کند. درآمدهای نفتی نقش مهمی در تأمین این سیاستها ایفا میکرد.
- تخصیص منابع: دولت بهصورت مستقیم قیمتگذاری و توزیع کالاهای اساسی را انجام میداد.
- درآمدهای نفتی: بخش عمدهای از بودجه ملی از صادرات نفت تأمین میشد که امکان مداخله قوی در بازار را فراهم میکرد.
- سیاستهای قیمتسقف: اعمال سقف قیمت برای کالاهای ضروری بهمنظور جلوگیری از تورمپذیری شدید.
با این حال، پایین بودن تورم بهتنهایی معیار کافی برای ارزیابی عملکرد اقتصادی نیست؛ برای ارزیابی دقیقتر باید به رشد اقتصادی، سطح مصرف، دسترسی به کالاها و شاخصهای رفاهی نیز توجه کرد.
اقتصاد جنگی با اقتصاد عادی تفاوت دارد
در شرایط جنگ، دولتها مجبور به تغییر اولویتهای اقتصادی میشوند و سیاستهایی متناسب با محدودیتهای عرضه، اختلال در تجارت و نیازهای اساسی جامعه اتخاذ میگردد. از مهمترین اقدامات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- مدیریت متمرکز منابع: تمرکز بر توزیع عادلانهٔ مواد اولیه و کالاهای اساسی.
- اولویتبندی کالاهای ضروری: تأمین نیازهای پایهای مانند غذا، دارو و سوخت.
- تنظیم جریان تجارت: محدود کردن واردات و صادرات بهمنظور حفظ توازن تجاری.
- حمایت از بخشهای راهبردی: تقویت صنایع دفاعی و زیرساختهای حیاتی.
این سیاستها برای عبور از بحران ضروری هستند، اما نمیتوانند بهعنوان الگوی دائمی برای اقتصاد در دوران عادی بهکار روند؛ هدف اصلی آنها حفظ ظرفیتهای حیاتی و تضمین ایمنی مردم است.
ریشه تفاوت عملکرد اقتصادی کشورها در چیست؟
مقایسهٔ تورم در دوران جنگ تحمیلی و سالهای اخیر سؤال اساسی دربارهٔ دلایل اختلاف را برمیانگیزد. پاسخ نه در وجود جنگ، بلکه در نوع حکمرانی اقتصادی، ساختار سیاستگذاری، نحوه تخصیص منابع و کیفیت تمهیدات مقابله با بحران نهفته است.
تجربهٔ جنگ تحمیلی نشان میدهد که حتی در شرایط دشوار، مدیریت صحیح میتواند تورم را در سطوح پایینتری نگه دارد. اما برای ارزیابی جامع باید علاوه بر تورم، شاخصهای رشد اقتصادی، رفاه خانوار، تولید و دسترسی به کالاهای اساسی نیز مورد بررسی قرار گیرند.
در نهایت، این مقایسه بار دیگر اهمیت کیفیت سیاستگذاری اقتصادی را در مدیریت بحران برجسته میکند؛ چرا که مواجهه با جنگ یا شوکهای اقتصادی بهتنهایی سرنوشت اقتصاد را تعیین نمیکند، بلکه نحوهٔ مدیریت منابع و انتخاب سیاستهای متناسب با شرایط، نقش تعیینکنندهای در موفقیت یا شکست کشورها دارد.
ارسال دیدگاه