به گزارش پایگاه خبری اخبار پتروقلم، نوافل سلام، نخستوزیر لبنان، و ژوزف عون، رئیسجمهور، همچنان بر ادامه مذاکرات با ایالات متحده و اسرائیل در خصوص وضعیت جنوب لبنان تأکید میکنند، هرچند که تهاجم مستمر رژیم صهیونیستی به این مناطق، نگرانیهای جدی امنیتی و سیاسی را برانگیخته است.
پیشینهٔ تهاجم صهیونیستی به جنوب لبنان
در ماههای اخیر، نیروهای اسرائیلی بهصورت آشکار به مناطق جنوبی لبنان نفوذ کرده و عملیات نظامی گستردهای را بهمنظور فشار بر دولت بیروت و حمایت از گروههای شبهنظامی در مرزها بهکار گرفتهاند. این اقدامات، بهجای ایجاد فشار برای خروج صهیونیستها، به تقویت جریانهای ضد مقاومت و تشدید تنشهای داخلی منجر شده است.
خط مشی دولت بیروت در مذاکرات
دولت لبنان، بهویژه در چارچوب مذاکرات بیروت‑واشنگتن‑تلآویو، سعی دارد قواعد بازی را به نفع خود بازتعریف کند؛ اما کارشناسان بینالمللی هشدار میدهند که این رویکرد میتواند به تضعیف توافقات پیشین، بهویژه بند «خروج بدون قید و شرط نیروهای اشغالگر» از خاک لبنان، منجر شود.
- عدم تضمین خروج کامل: اسناد منتشر شده هیچ تعهد واضحی برای عقبنشینی کامل نیروهای صهیونیستی در جنوب لبنان ندارند.
- پایبندی به اشغال موقت: رژیم صهیونیستی به خروج صوری و محدود از دو روستای جنوبی پایبند نیست و به تثبیت حضور خود ادامه میدهد.
- نقش دولت بهعنوان کاتالیزور: دولت لبنان بهنظر میرسد که بهجای مقابله با اشغالگری، به تسهیل جنایات صهیونیستها کمک میکند.
پیامدهای سیاسی و امنیتی
تحلیلگران بر این باورند که ادامهٔ این مسیر میتواند بهسرعت مشروعیت حاکمیت را زیر سؤال ببرد و سرمایهٔ اجتماعی کشور را تخریب کند. وقتی نخبگان سیاسی و جامعهٔ عامه متوجه میشوند که تصمیمسازان بهجای تکیه بر توان داخلی، به منافع بیگانگان وابسته شدهاند، میثاق ملی در خطر فروپاشی قرار میگیرد.
در این فضا، شکافهای هویتی، قومی و مذهبی تشدید میشود و جامعه به دو قطب «وابستگان به سازش» و «مدافعان استقلال ملی» تقسیم میگردد؛ وضعیتی که مانع از تجمیع قدرت ملی و مقابله مؤثر با تهدیدات میشود.
در نهایت، عدم وجود یک مرجعیت حقوقی مورد توافق بینالمللی، موجب فلج شدن سازوکارهای حکومتی، انسداد شدید سیاسی و کاهش کارآمدی دولت مرکزی میشود؛ وضعیتی که میتواند به تجزیه جغرافیایی و سقوط حاکمیت منجر شود.
ارسال دیدگاه