به گزارش پایگاه خبری اخبار پتروقلم، تحلیلگر میدلایستآی سامی العریان در بررسی جنگ هرمز به این نتیجه رسیده است که ناوهای چندمیلیارد دلاری ایالات متحده قادر به بازگرداندن مسیر تجاری این تنگه نیستند و برتری نظامی به تنهایی نتوانسته است خواستههای سیاسی واشنگتن را محقق سازد.
شکست ناوهای چندمیلیارد دلاری آمریکا
در تاریخ ۲۲ سپتامبر تنها دو کشتی تجاری توانستند از تنگه هرمز عبور کنند؛ در حالی که این تنگه در شرایط عادی حدود یکپنجم نفت روزانه جهان را عبور میدهد. ناوهای جنگی چندمیلیارد دلاری آمریکا نتوانستند شرکتهای بیمه و کشتیرانی را متقاعد کنند که عبور نفتکشها از هرمز امن است.
راهبردهای ناکام واشنگتن
- بمباران گسترده: حملات هوایی به منظور تخریب زیرساختهای دریایی و اقتصادی انجام شد.
- محاصره دریایی: سعی شد با مسدود کردن مسیرهای کشتیرانی اقتصاد ایران را خفه کند.
- تشدید حملات مستقیم: افزایش فشار نظامی به منظور تحمیل خواستههای سیاسی صورت گرفت.
هر یک از این مسیرها نتوانستند تردد عادی کشتیها در هرمز را بازگردانند.
عدم توازن هزینهها
العریان به مقایسه هزینهها میپردازد: یک پهپاد با قیمت حدود ۵۰ هزار دلار نیازی به سرنگون کردن یک جنگنده پنهانکار ۱۰۰ میلیون دلاری ندارد؛ اگر بتواند یک رهگیر ۲ میلیون دلاری را مجبور به شلیک کند یا هزینه بیمه کشتیرانی را بالا ببرد، هدف خود را بهدست آورده است.
برتری نظامی بدون نتایج سیاسی
اگرچه آمریکا توانسته هزاران هدف را در منطقه هدف قرار دهد و بر آسمان خاورمیانه برتری نظامی داشته باشد، اما هنوز نتوانسته تهران را به پذیرش شروط خود وادار کند. مسئله اصلی دیگر برتری نظامی نیست، بلکه توانایی تبدیل این برتری به نتایج سیاسی است.
بازنگری امنیتی کشورهای خلیج فارس
العریان معتقد است کشورهای عربستان سعودی، امارات، کویت، بحرین و قطر نمیتوانند واقعیت جغرافیایی خود را تغییر دهند؛ ایران همسایه آنهاست و چین بزرگترین شریک تجاریشان است. به همین دلیل برخی از این کشورها به سمت ترتیبات امنیتی منطقهای و کاهش وابستگی کامل به چتر امنیتی آمریکا حرکت میکنند؛ نمونهای از این روند «پیمان مکه» میان ترکیه، عربستان و پاکستان است.
درسهای ویتنام در هرمز
پس از پیروزی سریع در جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱، آمریکا تصور کرد که «سندرم ویتنام» را پشت سر گذاشته است؛ اما عراق و افغانستان نشان دادند که برتری نظامی لزوماً به توان تعیین نظم سیاسی پس از جنگ منجر نمیشود. هرمز اکنون همان درس را برای واشنگتن تکرار میکند.
نتیجهگیری
تحلیل العریان نشان میدهد که آمریکا همچنان میتواند اهداف گستردهای را نابود کند، اما ناوگان عظیمش قادر به مجبور کردن شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و در نهایت طرف مقابل به پذیرش نظم مطلوب واشنگتن نیست. این همان درسی است که ایالات متحده در ویتنام آموخت و پس از ۱۹۹۱ فراموش کرد؛ هرمز اکنون این یادآوری را دوباره به جهان عرضه میکند.
ارسال دیدگاه